السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
293
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
از ( ابن عباس ) رضى اللَّه عنه نقل شده كه گفته : او كمربند خود را گشود و قصد خيانت نمود . سپس واحدى در گفتار زياده روى كرده و مسائلى بيان نموده كه فائدهاى در ذكر آنها نيست و همه آنها پيامبر معصوم ( ع ) را منتسب به امورى دون شأن آن حضرت مىكند . روايت شده كه وقتى يوسف گفت : ( تا بداند كه من به او در غيب خيانت نكردهام [ 1 ] ) جبرئيل به او گفت : اى يوسف حتّى آن زمانى كه قصد آن زن را كرده بودى ؟ آن وقت يوسف گفت : ( من نفس خود را تبرئه نمىكنم [ 2 ] ) سپس در ادامهء بحث مىگويد : كسانى كه اين عمل را براى يوسف اثبات كردهاند به حقوق انبياء و رفعت مقام و منزلت آنان در نزد خدا از كسانى كه اين عمل را از او نفى كردهاند ، آگاهتر بودهاند ، اين خلاصهء كلام او در اين باب است . 2 ) اينكه يوسف ( ع ) از اين عمل باطل و قصد حرام مبرّا است و اين قول اهل تحقيق از مفسّران و متكلّمان است و ما نيز همين قول را مىپذيريم . بدان كه دلائل دالّ بر وجود عصمت انبياء عليهم السلام بسيار فراوان است و ما آنها در آغاز بحث ذكر كرديم ، پس مجددا تكرار نمىكنيم و فقط وجوهى را بر آن مىافزائيم . حجّت اول ) اينكه زنا از منكرات و گناهان كبيره است و خيانت به امانت نيز از گناهان بزرگ است ، مخصوصا اگر در برابر احسان عظيم و دائمى واقع شود در اين صورت باعث فضيحت و رسوايى دائمى و ننگ شديد است و همه اينها از منكرات و گناهان است ، همچنين كودكى كه در پناه حمايت فردى بزرگ مىشود و از كودكى تا جوانى همهء معيشت او به عهده آن فرد است ، اقدام آن كودك در ارتكاب خيانت به آن فرد از بزرگترين منكرات است . پس مىگوئيم اين معصيتى كه آنها به يوسف نسبت دادهاند در صورت ثبوت ، واجد هر چهار گناه مذكور مىباشد و نظير اين معصيت اگر به فاسقترين مردم نسبت داده شود او آن را نمىپذيرد و ردّ مىكند ، پس چگونه چنين امرى را به پيامبر الهى تأييد شده با معجزات و آيات آشكار نسبت مىدهند ؟ !
--> [ 1 ] سوره يوسف ، آيه 52 . [ 2 ] سوره يوسف ، آيه 53 .